شمارش معكوس به كندي داره پيش مي ره.لحظه ي موعود داره مي رسه.نمي دونم كاملا براش آماده هستم يا نه.اما خب اين رو مطمئنم صبر ايوب ندارم و نمي خوام صبر كنم.علت هاش رو ترجيح مي دم درون خودم نگه دارم،مثل هزار تا چيز ديگه كه هميشه توي خودم نگه داشتم و خب گاهي وقتي بيانشون كردم يا مسخره شدم يا اصلا كسي باورش نكرده.اينا مهم نيست.
مي دونيد؟من دارم امتحان مي شم.يعني درست وقتش الانه.سال هاي خيلي خيلي زيادي روي خودم و در آزمايشگاه خودم كار كردم.عشق رو ديدم و روش فكر كردم.رمان خوندم و مقايسه كردم.هميشه مي گفتم يعني ممكنه؟چرا هميشه تورگنيف بايد زني رو خلق كنه كه اونقدر دوست داشتني باشه؟چرا قشنگ ترين لحظات عاشقانه رو قلم اون بايد خلق كنه؟آيا امكانش نيست كه براي يكي(حالا نه لزوما خودم)يك همچين عشقي پيش بياد؟خب راستش استارتش خوب خورد.واقعا به يك عشق دو طرفه ي داستاني برخوردم.شايد عشقم جالب از آب در اومد چون اصلا قصد عاشقي نداشتم.اصلا قصدي نداشتم.روي ماكتم توي آزمايشگاه چادر كشيده بودم تا گرد و غبار و مرور زمان خرابش نكنه.اما در عين ناباوري ديدم يه واقعيت پيدا شد عين خود ماكتم.خب پس اولين كارم چي بود؟شكر خدا.درسته.بالاخره خدا دست به قلم شد و رمان من رو استارت زد.هر چند هنوز تمومشم نكرده.اما خب همه چيزم خود خدا پيش نمي بره كه...پس من و ستاره ي درخشانم چه كاره ايم؟تازه كار ما شروع شده.
اما خدا!مي شه يه سوال ازت بكنم؟خيلي دوست دارم تا آخر عمرم عشقم رو زنده نگه دارم.به نظرت چيكار مي تونم بكنم؟خب خيلي در موردش تلاش كردم.ماشالله زندگيه ناموفق دور و برم ريخته اما خب اون زندگيي كه توي آزمايشگاهم طراحي كردم رو راستش خودم تا حالا نديدم.اما نمي دونم چرا دلم روشنه.البته يك دليل براش دارم...اونم اينه كه اگر يك چيز رو هر دو نفر بخواهيم چرا بهش نرسيم؟هان؟دليلش چيه؟
يك چيز خيلي مهمه،اسمش صبره.واي يعني من آدم صبوري ام؟ستاره ام چي؟اونم صبوره؟اما بازم فكر كنم روي هم تاثير داريم.مي تونيم صبر همديگر رو به هم منتقل كنيم.اي كاش حاشيه هاي زندگيمون دست به كار نشن.اي كاش واقعا بتونيم براي خودمون زندگي كنيم.
به من لقب انقلابي توي فاميل رو دادن.چون سد شكن شدم و زود دارم ازدواج مي كنم.فكر كنيد،شدم شالوده شكن،بت شكن و ...
تا حالا يكي رو با تمام وجودت دوست داشتي؟اگه جوابت مثبته دستت رو بده به من كه راه زيادي در پيش داريم.اگر نه پاشو خودت رو بتكون و همين مسيري رو كه اومدي برگرد...