تبليغاتX
تخلیه
 متظاهر

چه بي ارزشند عبور ثانيه ها  و گذر زمان از ديدگاه شخصي كه تمام ماديات را رها كرده و يكسره به دنبال معنويات افتاده است.نه تنها براي خود،بلكه براي تمام افرادي كه با او برخورد دارند.كسي كه همه چيز را فداي معبود خويش مي كند.حق الله را واجب تر از حق الناس مي شمارد.اهميت تباه كردن زمان و زندگيه ديگران به زير صفر مي رسد.چرا كه خدايش او را به سوي خويش خوانده است.

تناقض ها را چه مي شود كرد؟كسي كه خود را در ذهن خود،محبوب ترين بندگان خدا مي داند ولي تا جايي كه قواعد خداوند دست و پاگير نباشد.غيبت مجاز است،دزدي تا حدودي مجاز است،خوردن حق ديگران هم مجاز است.اين آخري بستگي دارد ديگران شامل چه گروهي باشد.اگر از سمت استادي به قضيه نگاه كنيم دانشجويان يك مشت آدم بي كار و لا اوبالي هستند كه فقط براي فرار از خانه و حرف مردم سر كلاس ها مي آيند.از ديدگاه استاد محترم خداشناس،اين افراد باعث عقب افتادگي كشور ما شده اند.دانشجويي كه سراسر زندگي اش را تنبلي و رخوت فرا گرفته است نمي تواند در مورد استاد بزرگي كه دو مدرك دكترا دريافت كرده حرفي براي گفتن داشته باشد.خصوصا اگر ايشان قاضي هم باشند و به شغل مقدس قضاوت مشغول باشند.دانشجو حق ندارد حقوق خود را از كسي كه بنده ي برگزيده ي خداست مطالبه نمايد.دكترا ها و سفرهاي حج خود به خود حق  را ايجاد نموده اند.حق اجحاف به شمار زيادي انسان.چقدر بد مي شود كسي با تمام وجود تصور كند بهترين است و بهترين ها را انجام مي دهد و حال آنكه كاملا برعكس باشد و خب خود نيز بي خبر...

ادعا،تظاهر،فريب و...خب حداقل اثبات شده تمام عوامل فوق زندگيه دنيايي را كاملا آباد خواهند كرد.ولي خب زندگي آن دنيا را چه مي شود؟لابد هيچ كه اين چنين بي خيال روند رو به زوال گذشته را ادامه مي دهند.استاد محترمي كه از دروس ارائه شده و زمان مورد نظر آن هر طور كه مي خواهند بهره برداري مي كنند.تمامي كلاس هاي سه ساعته يك ساعت برگزار مي شود و در طول آن يك ساعت هم مباحث ديني جاي خاص خود را دارد،مباحثي كه ذره ايي از آن را استاد محترم نه درك كرده و نه متوجه آن هاست و افسوس و صد افسوس كه خود تصور مي كنند شالوده ي جديدي را پي ريزي مي كنند در مسايل اقتصادي.كلاس ها در هم ادغام مي شوند هيچ كلاس مطالب مخصوص به خود را ندارد و جزوه ايي دست نويس كه دقايقي قبل از كلاس نوشته شده مي شود جزيي از منايع بي انتهاي دروس و اما شب امتحان دنياي جديدي روبه روي دانشجو قرار مي گيرد.كوهي از مطالب ناگفته ايي كه استاد يا تواناييه ارائه ي آن را نداشته يا حوصله اش را.به هر حال اينها مادياتي بيش نيست.الله اعلم...

اما استاد مهربان است،راه نمره را باز گذارده.تحقيق آن هم با رقم معجزه اييه كيلويي يك نمره.چي بهتر از اين؟دانشجو ديگر از يك استاد چه مي خواهد؟اخلاق خوب،روي زيبا،لحن مناسب،لبخند دايمي و سواد و علم سرشار.منتها چون دانشجويان توانايي درك علم استاد را ندارند استاد نيز از بازگو كردن آنچه بايد خود داري مي كند.كم هستند امثال ايشان و به مراتب كمتر امثال ما ...

|+| نوشته شده توسط هیچ کس در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 و ساعت 16:27  
 وقتی تو بهترینی

یک همسر خوب چگونه رفتار می کند ؟

 

امروز که به او نگاه می کنی انگار از آنچه بوده، هزارها فرسنگ فاصله گرفته است . امروز دیگر نمی توانی بگویی او را می شناسی یا به او عشقی داری . چرا ؟ مگر در او چه می جستی که به این زودی از یافتنش نا امید شدی یا در او چه دیده بودی که به این سرعت از آن دلزده گشته ای ؟ شاید اگر در انتخاب همسر و معیارهایی که برای ازدواج در نظر می گیریم بیشتر دقت کنیم زندگی مشترک این قدر زود ما را دلسرد نکند .

اما واقعاً یک زوج که به هم دلبستگی دارند برای ازدواج باید به دنبال چه خصوصیات فردی در یکدیگر باشند که با اعتماد بتوانند به یک عمر زندگی دل ببندند .

 

با شخصیت نه سرگرم کننده

 

خیلی از ما ویژگی های یک هم صحبت خوب را با یک همسر خوب اشتباه می گیریم . کسی که با دیدنش سرگرم می شویم . از قیافه اش خوشمان می آید و اگر در محفلی نباشد آن محفل از رونق می افتد الزاماً زوج خوبی برای ازدواج نیست .

اگر چهره زیبا یا خوش مشرب بودن تنها معیاری است که شما را به طرف کسی که برای ازدواج انتخاب کرده اید کشیده است بهتر است کمی پا سست کنید و بیشتر فکر نمایید .

شما در واقع باید دنبال شخصی با منش خوب باشید نه فردی که تنها از محبوبیت برخوردار است . اگر ما در ابتدا جذب کسانی می شویم که یک ویژگی شاخص شخصیتی دارند :

توانایی آن ها در خندان ما ، خوش صحبت بودن ، نرمی و لطافت آنها ، علاقه به ورزش خاص و ... در حالیکه هر یک از این ویژگی ها می توانند جذاب باشند اما در خوشبختی شما تعیین کننده نیستند . بدین منظور شما باید به دنبال شخصیت ، منش و رفتار سالم باشید . منش و رفتار؛ زیر بنا و اساس هر رابطه سالم است .

ویژگی هایی وجود دارد که اگر در طرف مقابل خود سراغ داشته باشید با اعتماد بیشتری می توانید فکر کنید که در کنار او خوشبخت خواهید شد .

 

همسری فعال در خودشناسی

 

همیشه تنبل بودن بدتر از فعال بودن است، ما اغلب در مورد خودمان بیش از همه تنبلی می کنیم . برای شناخت خود و رشد یافتن استعدادهایمان جد و جهد نمی کنیم و یک عمر با خود بلاتکلیف هستیم . این رفتار زندگی خانوادگی را به رکود می کشاند.

بعضی از افراد هستند که خود را متعهد می دانند تا سر حد امکان بهتر باشند . بیاموزند و نقاط ضعف خود را برطرف کنند . این چنین انسانی هم خود رشد می کند و هم زمینه رشد شما را فراهم می نماید .

چنین افرادی با استفاده از کتاب، نوار، سخنرانی، سمینار و در صورت لزوم مشاوره و روانکاوی کمک و راهنمایی دریافت می کنند . از انتقاد در مورد رفتارشان نمی هراسند و پیوسته در جهت مثبت متحول می شوند. اینها همان افرادی هستند که برای بهبود وضع روانی و رشد خانواده خود نیز تلاش خواهند کرد.

 

سخاوت در احساسات

 

یک همسر ایده آل می تواند احساساتش را با شما به شراکت بگذارد آنها را می شناسد و بیان می کند. چنانچه همسرتان نتواند احساسات خود را به زبان بیاورد و آنها را با شما در میان بگذارد، آمادگی یک رابطه صمیمی را ندارد.

باز بودن روانی و احساسی، سخاوت احساسی است. سخاوتمندی احساسی یعنی در رابطه با عشق خود با شما سخاوتمند باشد . یعنی آزادانه، به وفور و بی هیچ محدودیتی از عشق خود به شما ببخشد. به زبان دیگر به شما بگوید چه قدر شما را دوست دارد و نشان دهد چه میزان قدر و ارزش شما را می داند. نقطه مقابل سخاوتمندی؛ خساست روانی است یعنی دریغ کردن عشق و احساسات عاشقانه از همسر خود. این ها شما را وا می دارند که از آن ها عشق گدایی کنید. باز بودن احساس همسرتان به شما این امکان را می دهد که به احساسات و عواطف درونی همسرتان آگاهی داشته باشید و کلید قلب او را در دست گیرید.

 

راستی در زندگی

 

صداقت، درستی و قابل اعتماد بودن از ضروری ترین اجزای یک رابطه سالم هستند. یکی از مخرب ترین راه هایی که زوجین می توانند عشق، شور و رابطه خود را بکشند و صمیمیت را از بین ببرند بازگو نکردن حقیقت است.

انسان های زیادی هستند که به شما دروغ نمی گویند ولی به خود چرا. صداقت از خود شخص شروع می شود و در تعامل با دیگران نیز نمود پیدا می کند. چنین همسری بدون این که مجبور باشید با سیاست و زور حقیقت را از او بیرون بکشید خودش تمامی حقیقت را با شما در میان خواهد گذاشت . او شما را برای کشف حقیقت به بازی نمی گیرد .

 

مسولیت پذیری

 

ممکن است فرد مورد انتخاب شما فردی بسیار دوست داشتنی و جذاب باشد اما به سطح مورد قبولی از پختگی و مسولیت پذیری نرسیده باشد. کسی که مسولیت پذیر باشد می تواند برای تامین خود پول کافی در بیاورد، مکان زندگی خود را تمیز نگاه دارد و خوب و سام تغذیه کند. او آنچه را که وعده داده عمل می کند و نسبت به دیگران احساس احترام می کند .

 

اعتماد به نفس

 

از این که کسی را که مثل یک بچه خرگوش ترسیده و وازده است در پناه بگیرید زیاد ذوق نکنید. این رفتار نشان دهنده کم رویی و پایین بودن اعتماد به نفس طرف مقابل است که اگر چه در وهله اول به شما اعتماد به نفس بیشتری می بخشد اما در دراز مدت رابطه را به سستی و بی تعادلی می کشاند. همسرتان تنها به آن میزان که خودش را دوست دارد می تواند شما را دوست داشته باشد. اگر او اعتماد به نفس داشته باشد به آنچه هست افتخار می کند، به خوبی از خود مراقبت می کند و به دیگران اجازه نمی دهد که با او بدرفتاری کنند .

 

مثبت اندیشی

 

اگر کسی که می خواهید با او ازدواج کنید همیشه روی مشکلات تمرکز می کند و در برابر حل مشکلات مقاومت می ورزد، اجازه می دهد که ترس و نگرانی او را اداره کند و به آینده بد بین است و به سادگی به کسی اعتماد نمی کند ؛گفته می شود که آدم بد بینی است.

آدم های مثبت برای زندگی مشترک گزینه بهتری هستند . آنها همیشه روی پیدا کردن راه حل تمرکز می کنند. موانع را به فرصت ها و سختی ها را به درس های سازنده بدل می کنند. به توانایی های خود در بهبود اوضاع و شرایط اعتماد دارند. خوشبین هستند و باور دارند که اوضاع را می توان همیشه بهتر کرد.     

 

|+| نوشته شده توسط هیچ کس در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 14:51  
 آشتی کنان با شیرینی کلام و گل لبخند

قدیمی تر ها می گفتن زن و شوهر دعوا کنند ابلهان باور کنند . قهر و آشتی با زندگی زناشویی آمیخته است و وقتی همسرتان با شما قهر می کند فکر نکنید که فاجعه رخ داده است و راهی برای برگشت وجود ندارد . به هر حال کسی که اقدام به آشتی می کند همان کسی است که به زندگی زناشویی اش علاقه مند و به خاطر آن حاضر است غرورش را زیر پا بگذارد .

اگر چند وقتی است مورد بی اعتنایی قرار گرفته اید و این وضعیت در حال طولانی شدن است باید فکری کنید . چگونه می توانید اشتباه خود را جبران کرده و اعتماد و علاقه همسرتان را دوباره به دست آورید ؟

فرمول مجذوب کردن دوباره او به سادگی یادگیری الفباست . این مراحل آسان را طی کرده و هر قدم اشتباهی که برداشته شده را به حالت قبل برگردانید .

 

اعتراف

 

زمانی که به طور شفاف مشخص شد که مرتکب اشتباه شده اید و مطلقاً راه گریزی از پیامدهای حاصله از خطاکاری و جرمتان وجود نداشت، شما نیز باید گناه خود را بپذیرید. برای جبران خرابکاری و رسیدگی کردن به موقعیت ایجاد شده پیش بروید .

رو راست و مستقیم باشید اما کار غیر عاقلانه انجام ندهید. تا می توانید اشتباه خود را بی اهمیت جلوه دهید زیرا همسرتان شدیداً می خواهد باور کند که شما قصد آزار و اذیت او را نداشته اید . بنابراین تمام تلاش خود را برای پاک کردن ذهن او به کار ببندید. بیان متقاعد کننده یک بهانه حتی اگر در نظر شما نا کارآمد به نظر برسد روی همسر شما می تواند تاثیر گذار باشد و او خریدارش خواهد بود .

 

تاسف واقعی

 

از طریق لحن صدا و صحبت های خود با او نشان دهید که حقیقتاً از اشتباهتان متاسف هستید و این که دیگر هرگز در آینده تکرارش نخواهید کرد .

 

انتقاد پذیر باشید

 

گوش دادن به حرف های همسرتان یک موضوع مهم برای پایان دادن به جرو بحث به شمار می رود . مجادله هایی که هر دوی شما تصور می کنید، حق با شماست و مشکل مربوط به هر دوی شماست . این بخصوص زمانی صدق می کند که قبلاً نیز مکرراً بر سر موضوع فعلی بحث کرده باشید .

وقتی وی از شما انتقاد می کند نشان دهید که حرف او را می فهمید ، همان گونه که انتظار دارید هنگامی که شما صحبت می کنید او نیز متوجه منظورتان شود . باز فکر کنید، نظر خودتان را بدهید ، ایده او را لحاظ کرده و جلو روید .

 

چند لحظه تنفس

 

در اوج یک مجادله، فشار خونتان بالا می رود، تپش قلبتان بیشتر می شود و ممکن است چیزهایی بگویید که لزوماً از بیان آنها منظوری ندارید. همیشه به مکانی خلوت نیاز دارید که در آن از هم جدا شده ، آرام گرفته و افکار خود را جمع کنید .

سعی کنید کمی قدم زده یا بدوید یا به آشپزخانه رفته و کمی از ظروف نشسته را بشویید . انرژی خود را معطوف فعالیت های مفیدتر و سودمند تر کنید و در عین حال به همسرتان فرصت دهید تا با خودش تنها باشد . برگشتن به بحث و مجادله بعد از یک استراحت کوتاه باعث می شود در مورد موضوع با دیدی بازتر و فکری آزاد تر نگریسته و امید بیشتری برای رسیدن به یک نتیجه عملی و منطقی در شما ایجاد شود .

 

از گذشته بگذر

 

اگر می خواهید به نیتی در آینده دست پیدا کنید با پیش کشیدن گذشته ها به هیچ کجا نخواهید رسید . مهم نیست که او بار آخر فلان چیز را گفته یا شما چه گفتید. با هم عهد کنید که گذشته ها گذشته . به چیزی که اکنون در حال روی دادن است توجه کنید. آتش آور معرکه شدن راهی به جایی نخواهد برد . با فراموش کردن گذشته زودتر به توافق خواهید رسید .

 

دشمن را سرنگون کنید

 

در مجادله بین زن و شوهر اگر زرنگ باشید مخاصمه را تبدیل می کنید به جنگ با دشمن فرضی . برای این کار وقتی حریف دارد از کوره در می رود کافی است به طرفش رفته و دست خود را به آرامی در دستان او قرار دهید. بگذارید بفهمد که این فقط یک مجادله بی اهمیت است و شما برای شنیدن صحبت های او در کنارش هستید و به او اهمیت داده و دشمن او نیستید .

 

خشم را شرمنده کنید

 

محیط خشمگینانه ای که در آن شروع به دعوا کرده اید دوباره شما را به خشم خواهد آورد. یک فنجان چای داغ و یک بیسکوییت یا شیرینی که خیلی مرتب روی پیش دستی قرار داده اید، می تواند فضا را صمیمی کند. نشستن در کنار نور شمع و یک گفتگوی صمیمانه کنار شومینه خشم را شرمنده خواهد کرد و درهای سنگی قهر را خواهد گشود. در چنین فضایی یک عذرخواهی صادقانه و اعتراف به این نکته که همسرتان را از صمیم قلب دوست دارید و تحمل ناراحتی و جدایی از او را ندارید، می تواند به زودی باب آشتی را بگشاید .

|+| نوشته شده توسط هیچ کس در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 12:43