تبليغاتX
تخلیه
 دل شکستگی

 

اما چگونه است که چراغ های تابان عشق و عاشقی به تدریج کم سو می شوند و یکی پس از دیگری رنگ می بازند ؟ چگونه است که کلام _ از ازدواجم راضی نیستم _ بر زبان ها جاری می شود .

توقعات در ازدواج از انعطاف کمتری برخوردار است . دلیل این امر را می توان چنین توضیح داد : وقتی زن و شوهر به تعهد مادام العمر تن می دهند ، مسائل آنها در مقایسه با مسائل موجود در مناسبات نه چندان جدی از شدت بیشتری برخوردار است . در نتیجه زن و شوهر برای اجتناب از هر گونه سوء استفاده و یا خیانت ، در روابط خود مقررات کم انعطافی وضع می کنند . از آن گذشته مناسبات تعهد آمیز ، بیشتر حول محورهای نمادین _ عشق یا تنفر ، داشتن یل نداشتن امنیت عاطفی _ می چرخد که به حکم طبیعت خود از انعطاف کمتری برخوردار است . یکی از جنبه های بارز توقع در ازدواج این است که لغزش ها و خطاها را به حساب کوتاهی در انجام وظایف تعهد شده می گذارند .

گاه تحقق نیافتن قول و قرارهای صریح دوران اوایل آشنایی به رهایی از شیفتگی کمک می کند .

در دوران شیفتگی بعضی از قول و قرارها با آنکه صراحت ندارند به نظر صریح می رسند . در این دوران زن و مرد هر دو خوش رفتار هستند و برای برقراری روابط صمیمانه مشتاقانه حسن نیت نشان می دهند . در دوران شیفتگی زن ومرد شبیه فروشندگان موفقی هستند که می خواهند باگفتار و رفتار خوب خود بر مطلوبیت کالای خویش بیافزایند و در نتیجه در مورد طرز رفتار پس از ازدواج خود توقعات غیرواقع بینانه ای به وجود می آورند .

شیفتگی خواسته یا ناخواسته به این اغفال کمک می کند و زوج را به درهم آمیزی علایق سوق می دهد به طوریکه هر چه یکی از آنها را راضی کند خود به خود دیگری را نیز راضی می کند و بالعکس . اما بسیاری از علایق مشترک ممکن است در مراحل بعدی با از دست رفتن شیفتگی محو و ناپدید شوند .

احساس حق داشتن عامل دیگری است که در بسیاری از ازدواج ها مسئله ساز می شود . زن و شوهر و هر زوجی از سرمایه گذاری روی برقراری روابط خود انتظار برگشت دارند . یکی می خواهد او را بپذیرند و دیگری می خواهد که او را درک کنند و ...

این انتظارات به قرارداد تلویحی منجر می شوند _ قرارداد ازدواج _ که به ندرت صراحت دارد . رعایت مفاد قرارداد نشانه توجه و صداقت می گردد اما این موضوع بستگی به این دارد که زن و شوهر توقعات یکدیگر را آنطور که هست درک کنند و برای بر آوردن این توقعات از مهارت و انگیزه کافی برخوردار باشند . مثلاً لازمه نشان دادن همدلی و توجه داشتن مهارت در گوش دادن ، سوال کردن و توضیح دادن است .در حالت شیدایی زن یا مرد در رفتار یکدیگر خصوصیات مثبتی را می بینند که در شرایط عادی یا وجود خارجی ندارند و یا اگر دارند در آن حد که به نظر می رسد نیستند .

در ازدواج های موفق زن و شوهر به تدریج این توانایی ها و این خصوصیات را در خود و در یکدیگر پرورش می دهند . اما در سال های نخست زندگی بسیاری از این انگاره ها یا وجود خارجی ندارند و یا مراحل رشد و تکامل خود را طی نکرده اند . ( پس صبور باید بود )

خصوصیات زیر را تجلی ژرف ترین امیدها و رویاهای عشق و محبت دانسته اند :

حساسیت

انصاف

مهربانی

رعایت

سخاوت

توجه و علاقه

رفتار منطقی

احساس مسئولیت

اگر پس از تجربه های مکرر ، اشخاص به این نتیجه برسند که همسر آنها به این معیارها پایبند نیست و مثلاً از یاری دادن و درک و احساس همدردی طفره می رود ، تصویر همسر و خود ازدواج در مجموع از مثبت به منفی می گراید .

وقتی زن و شوهر از شیفتگی فاصله می گیرند هر حادثه ضمنی و دلسرد کننده برای توجیه زدن برچسب منفی به همسر کافی به نظر می رسد . در این شراطی حتی یک بار حساسیت نشان ندادن شوهر از او یک بی احساس می سازد و اگر زن حتی برای یک بار انتظار محبت شوهر را بر آورده نکند نامهربان می شود . مثلاً زنی که در همه عمر در انجام امور شخصی و شغلی آدم موفقی بود از اینکه می دید همسرش در روز تعطیلی آخر هفته _ تنها روز بیکاری اش _ گلف بازی می کند چنین تصمیمی گرفته بود : شوهرم اصولاً خودخواه ، بی ملاحظه و بی احساس است .

در این مثال معنی نمادین حادثه بسیار بیش از آنچه بود نمود کرد و اسباب دلگیری گردید . فقدان یک انگاره رفتاری مشخص وسیله ای فراهم کرد تا زن یا شوهر دلگیری را به خصوصیتی ناشایست متصف کنند و از آن بدتر ، رفتار همسر خود را همیشگی تلقی کنند .

به عبارت دیگر به استناد فقدان یک خصوصیت مطلوب به همه چیز رنگ و بوی منفی دادند .

بی احساسی

بی انصافی

نامهربانی

بی ملاحظگی

خودخواهی

بی احترامی

بی توجهی

بی منطق بودن

احساس مسئولیت نکردن

و این در شرایط است که اشخاص به طور مطلق خوب یا بد نیستند .  اگر صد درصد احساس مسئولیت نمی کنند بدین معنا نیست که فاقد احساس مسئولیت هستند .

آدم ها نه سیاهند نه سفید . اگر بگوییم همه خاکستری هستند درست تر گفته ایم .این گونه برچسب ها طرز تلقی "همه" یا "هیچ" را تداعی می کند . اما باید توجه داشت که این نوع برچسب زدن هم اغلب به همان اندازه خوش خیالی اوایل دوران شیدایی غیر واقع بینانه است .

|+| نوشته شده توسط هیچ کس در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 13:54  
 شیفتگی

از جمله معماهای جامعه ما این است که چرا عشقی که می تواند به اوج برسد تنزل می کند و در ورای ابری از نا امیدی و دلتنگی پنهان می شود . چگونه است که زن و شوهر از توهم به بیداری ، از شیفتگی به بیزاری و از رضایت به نارضایتی می رسند ؟

برای درک علت فروپاشی پیوندها عاشقانه باید قبل از هر چیز از علت به وجود آمدن احساس عشق با خبر شویم . احساس عشق یکی از زیباترین و لطیف ترین احساساتی است که داریم . به ندرت کسانی پیدا می شوند که بتوانند از اشتیاق لذت و هیجان و نشاط ناشی از عشق _ با وجود رویه دیگر آن که نرسیدن به وصال و نومیدی است _ چشم بپوشند .  عشق در حادترین شکل خود که شیدایی و شیفتگی است و بعضی ها آن را عشق کاذب می دانند چیزی بیش از احساسات شدید و اشتیاق دوست داشتن است و بر هوشیاری و حس آگاهی انسان تاثیر می گذارد . توصیفاتی نظیر (( پرواز در آسمان ها )) ، (( در عرش سیر کردن )) ، (( سر در ابرها داشتن )) نمایانگر ارزیابی و واکنش غیر واقع بینانه است ، نشانه رویای رضایت و نشاط است .

توهم تب عشق ، همراه با مبالغه خصوصیات مثبت معبود و همه چیز او را آرمانی دانستن تنها توجه به نقاط مثبت و ندیدن نقاط ضعف ، نمونه احساسی است که در افراد مجنون دیده می شود . تصویر پر جلای معبود در حالت شیدایی ، نقطه مقابل توجه به جنبه های منفی در شرایط رهایی از توهم و شیدایی است .

استانتون پیل ، روانشناس امور اجتماعی ، شیدایی را به اعتیاد تشبیه کرده است . رفتن به دنیای تخیل و از خود بیخود شدن و رسیدن به احساسات به شدت لذت بخش در عشق و در اعتیاد وجود دارند . به همین شکل محرومیت از داروی مخدر و معبود هم احساسات دردناک و غمناک مشابهی تولید می کند . از آن گذشته ، در هر دو مورد عشق و اعتیاد ؛ ماندن در عالم تخیل و شیدایی مستلزم وصال معبود ، ماده مخدر و دلدار است .

بسیاری از عشاق به قدری شیفته احساس لذت بخش عشق می شوند که حتی به ذهنشان هم خطور نمی کند که ممکن است خصوصیاتی که موجب این شیدایی شده است توهم آمیز باشند .

با این حال شیدایی نقش تعیین کننده ای دارد : اتصال محکمی می سازد تا زن و شوهر را به حفظ آن وادار نماید . عبارات عاشقانه و صحبت از عشق لایزال گر چه با گذشت سال های نخست ازدواج فروکش می کند با این حال وصال و امتزاج دایمی را در هدف دارد . لذتی که زن و شوهر از مصاحبت با هم می برند و مشارکت آن ها در شادیها و غم های یکدیگر ، انگیزه قدرتمندی برای شکل گیری این شراکت و تداوم بخشیدن به لذت هاست .

علل بروز شیدایی با توجه به نیازهای روانی ، امیال و سلیقه های اشخاص متفاوت است .

جذابیت جسمانی محرک نیرومندی است اما تنها محرک موجود نیست . برای برخی افراد خصوصیات اخلاقی و شخصیت اجتماعی ، سلوک ، مهارت های کلامی و خلق و خو و مشرب مهم است و برای برخی دیگر صفاتی نظیر تکیه گاه بودن و صمیمیت اهمیت دارد و گروهی هم به مهربانی ، قدرت یا قاطعیت افراد بها می دهند .

تنها مثبت را دیدن ، چنان تصویر آرمان گرایانه ای از معبود فراهم می آورد که در پرتو آن همه نکات و خصوصیات منفی در هاله ای از ابهام قرار می گیرد . در حقیقت به نظر می رسد که در دوران شیدایی ، شخص توان تحلیل منفی خود را یا به کلی از دست می دهد یا در انجام آن به شدت ضعیف می شود . روحیه شیدایی با پویایی تمام در برابر توجه به کیفیات نامطلوب شخص مقاومت کرده ، مانع لمس جنبه های منفی و دلسرد کننده می شوند .گاه با آنکه عشاق به بی تناسبی عشق و علاقه خود پی می برند و با آنکه می فهمندکه در اثر جنون شهوت ، معبود را از هر گونه پیرایه مبرا دانستن می تواند در بلند مدت عواقب مصیبت باری داشته باشد ، نمی توانند کاری صورت دهند به عبارت دیگر ملاحظات واقع بینانه نمی تواند به پوشش شیدایی آن ها نفوذ کند .

برای اطلاع بیشتر از علت کم رنگ تر شدن عشق و محبت میان زن و شوهر ، بهتر است ابتدا به عوامل مسبب عشق و محبت توجه کنیم .خصوصیاتی که احساس هیجان و میل وصال را بر می انگیزند ، تابع نفوذ اشاره ها هستند که در فرهنگ های لغت و ادبیات متعارف وجود خارجی ندارند.

عوامل ایجاد کننده شیدایی اغلب با خصوصیات فرهنگی حاکم در ارتباط مستقیم هستند . سن و سال هم حائز اهمیت است . برای جوان ، کسب محبت و جلب نظر موافق شخصیت های مطلوب اجتماع انگیزه قدرتمندی است که گاه تا آخر عمر او دوام می یابد .

هیجان زیاد و خشنودی متقابل اوایل دوران شیفتگی اغلب معیاری است تا زن و شوهر مراحل بعد از ازدواج را با آن مقایسه کنند . در این شرایط هر گونه رنجش و مجادله و جزئی ترین اختلافات در پرتو معیارهای اوایل دوران عشق و عاشقی بزرگ و غیر قابل تحمل می نماید . بسیاری از مردم نمی خواهند و نمی توانند دوران خوش اوایل زندگی مشترک را فراموش کنند و این در مراحل بعدی بر شدت گرفتاری ها می افزاید . البته زوج هایی را هم می شناسیم که با گذشت سال های طولانی زندگی مشترک ، پیوند های عشق و محبتشان به همان قدرت و قوت قبلی باقیست . ( پس امیدوار باش عشق بی نظیر من چون ما می توانیم عضو این دسته اقلیت باشیم )

|+| نوشته شده توسط هیچ کس در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 14:1  
 قدرت تفکر منفی

گر چه مطالب متعددی در زمینه تجلی خشم در روابط زن و شوهر به نگارش در آمده و راه هایی برای برخورد با آن پیشنهاد گردیده اما توجه لازم به سوء تعبیرهای اشتباه نشده در حالیکه این سوء تعبیرات  اغلب زمینه ساز عصبانیت است . در زمینه رضایت از زندگی زناشویی ، برداشت زن یا شوهر از رفتار یکدیگر بیش از خود رفتار حائز اهمیت است .

برای اجتناب از این قبیل سوء تفاهمات در زندگی زناشویی باید به نقش عملکرد ذهن به هنگام افسردگی و عصبانیت توجه کرد . در اغلب موارد وقتی مایوس هستیم ، دستگاه ذهن ما معنای رفتار دیگران را یا به درستی تفسیر نمی کند و یا آن را به مغابله می گیرد و تصویری منفی از آن ها به وجود می آورد . آن گاه به اتکای همین سوء تعبیرها به تفسیر منفی که حاصل ذهن خود ماست یورش می بریم . در آن لحظه به خصوص کمتر می اندیشیم که ممکن است قضاوت منفی ما اشتباه باشد .

اگر می توانستیم قبل از تصمیم گیری همه شواهد حادثه را ارزیابی کنیم ؛ امکان بروز این قبیل اختلافات کمتر می شد . اما به ندرت فرصت بررسی همه جوانب وجود دارد .

عواطف و احساسات ، هرگز مستقیماً منتقل نمی شوند . برای انتقال آنها به کلمات ، لحن صدا ، اشارات صورت و عمل و رفتار نیاز است . البته باید توجه داشت که شرایط در تفسیر اشارات نقش مهمی دارد . پیشخدمتی که قهوه را روی میز مشتری می گذارد پیامی در زمینه تجارت و شوهری که قهوه را در بستر به زنش می دهد پیامی در زمینه محبت و توجه مخابره می کند . این قبیل اشارات در حکم پایه های روابط صمیمانه هستند و با این حال اغلب اهمیتشان در زندگی زناشویی رعایت نمی شود . مفهوم آهنگ متن فیلم کازابلانکا ، بوسه هنوز بوسه است و آه چیزی جز آه نیست به این حقیقت اشاره دارد که بوسه در بوسیدن خلاصه نمی شود بلکه نشانه یا مفهومی نمادین از عشق و محبت است .

نظر به اینکه اشاره ها و نمادها حقیقی نیستند باید آنها را ترجمه کرد . به خاطر تفسیر اشتباه ، زن و شوهر از مفهوم واقعی اشاره مطلع نمی شوند . مثلاً ممکن است شوهر متوجه نشود که سکوت همسرش برای کمک کردن به اوست نه دال بر بی توجهی .

بعضی ها راحت تر از سایرین برای حوادث معانی نمادین در نظر می گیرند . مثلاً برای اغلب مردها گفتگو تنها وسیله ای برای مخابره اطلاعات است و حال آنکه از نظر خانم ها صحبت راهی برای ابراز علاقه و دوستی است . تحت تاثیر این دو برداشت متفاوت از مفهوم نمادین گفتگو ، اغلب اختلافاتی میان زن و شوهر بروز می کند .در مقایسه با موقعیت های غیر خصوصی در روابط صمیمانه ، نظام تفسیری ما از انعطاف کمتری برخوردار است . در واقع هر چه رابطه نزدیک تر باشد ، امکان سوء تفاهم بیشتر می شود .

زندگی زناشویی بیشتر از هر رابطه صمیمانه ی دیگری در معرض سوء تفاهم قرار دارد .

ریشه برخی از سوء تفاهمات زندگی زناشویی را باید در اندیشه های تعصب آمیز جستجو کرد . انتظارات ، ملاحظات و نتیجه گیری ها متعصبانه ذهنیتی به وجود می آورد که اصطلاحاً آن را (( مجموعه شناخت منفی )) می نامیم . تعصب نه تنها روی برداشت هایی که از دیگران داریم بلکه روی برداشت های شخصی از خودمان نیز تاثیر گذار است .

این یادداشت ها ادامه دارد ....

|+| نوشته شده توسط هیچ کس در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 13:12